خرید بک لینک

فصل عشق ...

بوی بارون ...

قدم زدن ...

خلوت ...

پنجره ...

موزیک ...

جون میده برای مُردن :)

...

سالگرد ...

هیچی مثل قبل نشده و نمیشه ...

آره محدودم :) محدود !

برچسب: پاییز,پاییز طلایی,پاییز به انگلیسی,پاییز تنهایی,پاییز آمد,پاییز شعر,پاییز خیابان ولی عصر,پاییزان,پاییز صحرا,پاییز عاشقانه, نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 22:04

امسال هم محرم اومد ... گاهی وقتا که نگاه میکنم حرصم میگیره از دست ی سری از آدما ... یک ماه حسین حسین میگن ... یک ماه مشکی میپوشن ... یک ماه مواظب بعضی کاراشون هستن ... اما بعد از این یک ماه دیگه تموم ... از این حرصم میگیره که طرف به ماشین و سر و روی خودش گِل میماله ، اما نه فکرش ، نه راهش ، نه حرفاش ، نه کاراش ... هیچکدوم حسینی نیست ! میگن به ظاهر نیست دلت حسینی باشه ... من خیلی قبول ندارم ... مثلا اینکه تو این ماه میری عزاداری و یادت نمیاد دل هایی که شکستی رو ، من قبول ندارم ! هرکی میدونه و خدای خودش ... اما خواهشا پیش من ، جلوی من با حرفاتون تظاهر نکنید که خیلی مؤمنید ... #ا

برچسب: محرم 95, نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 0:16

صفحه بندی